السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
69
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
سلوك از معلول به علت ) در كتاب برهان از منطق گفته شده كه سلوك از معلول به علت ، مفيد يقين نيست . ( قسم دوم برهان انّى ، انتقال از يك ملازم به ملازم ديگر است ) پس براى ما در مباحث فلسفى مگر برهان انّى ، كه اعتماد مىشود در آن به ملازمات عامه و سلوك مىشود از يك ملازم به ملازم ديگر باقى نمىماند . شرح در منطق گفته شده است كه برهان دو گونه است : برهان لِمّى و برهان انّى . برهان لِمّى عبارت است از پى بردن از علت به معلول . فى المثل ، وقتى دانستيم اين مايع بنزين است ، خواهيم دانست كه علت احتراق و علت محرّكهء موتور ماشين نيز هست . اين برهان ، افادهء يقين مىكند . يعنى وقتى علت را شناختيم ، خواهيم توانست به نحو قطع ، معلول آن را نيز بشناسيم . در فلسفه از اين برهان استفاده نمىشود ؛ زيرا موضوع فلسفه ، كه موجود هست ، بيرون از آن حقيقتى وجود ندارد ، تا علت آن باشد و ما از طريق علت آن به معلولش منتقل شويم . بيرون از وجود ، عدم است . عدم هم كه صلاحيت علّيت وجود را ندارد . نام اين برهان را دليل مىنامند . مىماند برهان انّى . برهان انّى خود سه قسم است . يكى پى بردن از معلول به علت ، فى المثل از پريدن رنگ يك بيمار پى ببريم كه سرطان دارد . اين برهان ، مفيد يقين نيست ؛ زيرا ممكن است كه علت رنگ پريدگى سرطان نباشد ، بلكه ترس يا سرماخوردگى يا يك چيز ديگر باشد . لذا در استدلالات فلسفى از قسم اول از برهان انّى استفاده نمىشود . قسم دوم برهان انّى ، كه همان سلوك و رهپيمودن از يك ملازم به ملازم ديگر است . مثلًا از اينكه خداوند « امكان » ندارد ، منتقل شويم به اينكه پس او « ماهيت » هم ندارد . انتقال از امكان نداشتن به ماهيت نداشتن ، سلوك از يك ملازم به ملازم ديگر است . زيرا اين دو ، ملازم يكديگرند . همانگونه كه انتقال از امكان نداشتن به محتاج و فقير نبودن براى واجب تعالى ، سلوك ديگرى از يك ملازم به ملازم ديگر است .